السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
484
تفسير الميزان ( فارسي )
نمىدانى حرام است يا حلال ، تا در نتيجه يقين كنى كه از مال حرام دورى جسته اى ) . * ( « وَلا تَجَسَّسُوا » ) * - كلمه « تجسس » - با جيم - به معناى پىگيرى و تفحص از امور مردم است ، امورى كه مردم عنايت دارند پنهان بماند و تو آنها را پىگيرى كنى تا خبردار شوى . كلمه « تحسس » - با حاء بى نقطه - نيز همين معنا را مىدهد ، با اين تفاوت كه تجسس - با جيم - در شر استعمال مىشود ، و تحسس - با حاء - در خير به كار مىرود ، و به همين جهت بعضى « 1 » گفتهاند : معناى آيه اين است كه : دنبال عيوب مسلمانان را نگيريد ، و در اين مقام بر نياييد كه امورى را كه صاحبانش مىخواهند پوشيده بماند تو آنها را فاش سازى . * ( « وَلا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيه مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوه » ) * - كلمه « غيبت » - به طورى كه در مجمع البيان « 2 » معنا كرده - عبارت است از اينكه در غياب كسى عيبى از او بگويى كه حكمت و و جدان بيدار تو را از آن نهى كند . البته فقهاء اين كلمه را به خاطر اختلافى كه در مصاديقش از حيث وسعت دارد ، به عبارتهاى مختلفى تفسير كردهاند كه برگشت همه آن عبارتها به اين است كه در غياب كسى در باره او چيزى بگويى كه اگر بشنود ناراحت شود . و به همين جهت بدگويى دنبال سر فردى كه تظاهر به فسق مىكند را جزء غيبت نشمردهاند ، ( چون اگر بشنود كه دنبال سرش چنين گفتهاند ناراحت نمىشود ) . و شارع اسلام از اين جهت از غيبت نهى فرموده كه : غيبت اجزاى مجتمع بشرى را يكى پس از ديگرى فاسد مىسازد ، و از صلاحيت داشتن آن آثار صالحى كه از هر كسى توقعش مىرود ساقط مىكند ، و آن آثار صالح عبارت است از اينكه هر فرد از افراد جامعه با فرد ديگر بياميزد و در كمال اطمينان خاطر و سلامتى از هر خطرى با او يكى شود ، و ترسى از ناحيه او به دل راه ندهد ، و او را انسانى عادل و صحيح بداند ، و در نتيجه با او مانوس شود . نه اينكه از ديدن او بيزار باشد و او را فردى پليد بشمارد . در اين هنگام است كه از تك تك افراد جامعه آثارى صالح عايد جامعه مىگردد ، و جامعه عينا مانند يك تن واحد متشكل مىشود . و اما اگر در اثر غيبت و بدگويى از او بدش بيايد و او را مردى معيوب بپندارد ، به همين مقدار با او قطع رابطه مىكند ، و اين قطع رابطه را هر چند اندك باشد ، وقتى در بين همه افراد جامعه در نظر بگيريم ، آن وقت مىفهميم كه چه خسارت بزرگى به ما وارد آمده ، پس در حقيقت عمل غيبت و اين بلاى جامعه سوز به منزله خوره اى است كه در بدن شخص راه يابد ، و اعضاى او را يكى پس از ديگرى بخورد ، تا جايى كه به كلى رشته حياتش را قطع سازد .
--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 137 .